تبلیغات
شعر و عرفان - سلیمان خرابات
 

سلیمان خرابات

نوشته شده توسط :ع خداداد
پنجشنبه 9 شهریور 1391-06:08 ب.ظ

غزلی از مولانا:       

بیایید بیایید به میدان خرابات

مترسید مترسید ز هجران خرابات

شهنشاه شهنشاه یکی بزم نهاده است

بگویید بگویید به رندان خرابات

همه مست در آیید در این قصر در آیید

که سلطان سلاطین شده مهمان خرابات

همه مست و خرابید همه دیده پر آبید

چو خورشید بتابید بر ایوان خرابات

همه دیده و جانند همه لطف و امانند

همه سرو روانند به بستان خرابات

در آیید در آیید ، مترسید مترسید

گنهکار ببخشید به سلطان خرابات

چون آن خواجه وفا کرد همه درد دوا کرد

گنهکار رها کرد سلیمان خرابات

زهی امر رهایی زهی بزم خدایی

زهی صحبت شاهی و زهی جان خرابات

زهی مفخر تبریز زهی شمس شکر ریز

که بر راند فرس را سوی ایوان خرابات                





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox