تبلیغات
شعر و عرفان - درویش و مرید
 

درویش و مرید

نوشته شده توسط :ع خداداد
یکشنبه 27 فروردین 1391-06:34 ب.ظ

داد درویشی از سر تمهید
سر قلیان خویش را به مرید

گفت که از دوزخ ای نکوکردار
قدری آتش به روی آن بگذار

بگرفت و ببرد و باز آورد
عقد گوهر ز درج راز آورد

گفت که در دوزخ هرچه گردیدم
درکات حجیم را دیدم

آتش و هیزم و ذغال نبود
اخگری بهر اشتعال نبود

هیچ کس آتشی نمی افروخت
ز آتش خویش هر کسی می سوخت
ز آتش خویش هر کسی می سوخت

 « شعر از محمدحسین صغیر اصفهانی »





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox