تبلیغات
شعر و عرفان - طعام دیروز؛ ... امروز
 

طعام دیروز؛ ... امروز

نوشته شده توسط :ع خداداد
یکشنبه 25 دی 1390-11:31 ب.ظ

شیخ ابوسعید ابوالخیر، با مریدان از جایى مى‏گذشت . چاه خانه‏اى را تخلیه مى‏كردند .

كارگران با مشك و خیك، نجاسات را از اعماق چاه بیرون مى‏كشیدند و در گوشه‏اى

 مى‏ریختند . شاگردان شیخ، خود را كنار مى‏كشیدند و لباس خود را جمع مى‏كردند

 كه مبادا، به نجاست آلوده شوند، و به سرعت از آن جا مى‏گریختند .

 ابوسعید، آنان را صدا زد و گفت بایستید تا بگویم این نجاسات، به زبان حال،

 با ما چه مى‏گویند:

میگویند: (( ما همان طعام‏هاى خوشبو و خوش طعمیم كه شما دیروز، ما را به

 قیمت‏هاى گزاف مى‏خریدید و از بهر ما جان و مال خود را نثار مى‏كردید و

 هر سختى و مشقتى را در راه به دست آوردن ما تحمل مى‏كردید. ما را

كه طعام‏هایى خوش طعم و بو بودیم، به خانه هایتان آوردید و به یك

 شب كه با شما هم صحبت و هم نشین شدیم، به رنگ و بوى شما در آمدیم .

حال از ما مى‏گریزید؟!بر ما است كه از شما بگریزیم .))

                                                 برگرفته از: اسرار التوحید، ص 199





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox