تبلیغات
شعر و عرفان - کاروانی از شعر
 

کاروانی از شعر

نوشته شده توسط :ع خداداد
دوشنبه 14 آذر 1390-11:36 ب.ظ

کاروانی از شعر

بیتی از خاقانی

مور را روزی از سلیمان نیست         که ز روزی ده سلیمان است

«هلالی» طالب همدمی است که درد هزاران ساله را بیان کند

من نوح روزگارم ،از گریه غرق طوفان

کو همدمی که گویم درد هزار ساله

میرزا حبیب خراسانی تصویر جالبی از قطره های اشک دارد .

یک دانه اشک است روان بر رخ زرین

سیم و زر  ما شکر که اندوختنی نیست

صائب معتقد است که تهی چشمان با نعمت روی زمین هم قانع نمیشوند.

با تهی چشمان چه سازد نعمت روی زمین

سیری از خرمن نباشد دیده غربال را

کی به حق پردازی

گه   اندر   نعمتی   مغرور  و غافل        گه اندر تنگدستی خسته و ریش

چو در سرّا و ضرّا حالت این است        ندانم کی به حق پردازی از خویش

                                                     سعدی

تجارت عشق برترین تجارت از نگاه عطار است

عشق بستان و خویشتن بفروش

که از این خوبتر تجارت نیست





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox