تبلیغات
شعر و عرفان - روسر بنه به بالین
 

روسر بنه به بالین

نوشته شده توسط :ع خداداد
دوشنبه 7 آذر 1390-11:30 ب.ظ

آخرین غزل مولانا که در بستر بیماری خطاب به فرزند خویش سروده‌است.

رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو، هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن

ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده

بر آب دیدهٔ ما، صد سنگ آسیا کن

خیره کشی است ما را، دارد دلی چو خارا

بکشد، کسش نگوید: تدبیر خون‌بها کن

بر شاه خوب رویان واجب وفا نباشد

ای زرد روی عاشق، تو صبر کن وفا کن

دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟

در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن

بس کن که بی‌خودم من، ور تو هنر فزایی

تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox