تبلیغات
شعر و عرفان - عشق و عافیت
 

عشق و عافیت

نوشته شده توسط :ع خداداد
دوشنبه 7 آذر 1390-11:30 ب.ظ

عشق را با عافیت سر سازگاری نیست و عاشقی مراتبی بسیار سخت و طاقت فرسا

دارد که هر کسی را یارای طی طریق در آن وادی نیست.

بحری است بحر عشق که هیچش کرانه نیست

آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

چاره کار در جان سپاری و غرقه شدن در دریای متلاطم عشق است.

در این زورق بوَد فرمانروا دل

فخرالدین عراقی عاشقی و سلامت را امری محال میداند.

انصاف ده از خویشتن ای خام طمع

عاشق شوی و جان به سلامت ببری

حافظ نیز براین نکته تاکید دارد.

در مقامات طریقت هرکجا کردیم سیر

عافیت را بانظر بازی فراق افتاده بود

به عبارتی دیگر بلی به حضرت عشق  مساوی است با ظهور بلیات متعدد تا سره

از ناسره و خوب و بد از هم متمایز شوندو هر کسی نتواند ادعای عاشقی کند.

مولانا در داستان عاشقی که به پیش معشوق نامه میخواند به این نکته اشاره

می کند که وقتی عاشق نشان وعلامت عاشقی را از معشوق جویا می شود ،

معشوق می گوید که نشان آن مردن است

هم در آن دم شد دراز و جان بداد

در داستان زندگی پیامبران نیز از نمونه ها فراوان یافت می شود مثلا حضرت ابراهیم

در آتش افکنده شد که در واقع آن آتش عشق الهی بود ،زن و فرزند را از خود دور

کرد تا درد فراق او را بچشدوو سرانجام فرزند را به مسلخ برده تا نهایت عاشقی را به

 حضرت حق  بیان دارد.  (بنده را فرمان نباشد ،هر چه فرمایی برآنم)





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox